{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشانم داد چشمانت خدایی را که در دین است

نشانم داد چشمانت خدایی را که در دین است
و دانستم که او هم بی گمان موهاش زرین است

نمیدانم چه پیوندیست بین چشم و لبهایت
که در چشمت عسل داری ولی لبهات شیرین است

درون سینه ی سنگین تو عشاق جان کندند 
که حالا با شکوهی مثل دیواری که در چین است

زمانی عشق شیرین کوه ها را جابه جا می کرد
و حالا تیشه ی فرهاد بر این عشق خوشبین است

بدان تقدیر جز این نیست باید مال من باشی
تو زیبایی پری تاوان زیباییت سنگین است

#حجت_حصاری
دیدگاه ها (۳)

نشانم داد چشمانت خدایی را که در دین استو دانستم که او هم بی ...

نشانم داد چشمانت خدایی را که در دین استو دانستم که او هم بی ...

نشانم داد چشمانت خدایى را که در دین استو دانستم که او هم بى ...

نشانم داد چشمانت خدایى را که در دین استو دانستم که او هم بى ...

##فنجانی_چای_باخداقسمت چهل هفتمنمیدانم به لطف مسکنهای سنگینِ...

فردا روزمه میفهمی روزمه🤨کادو نمیدی حداقل یه تبریک بگو🤨😁😄🤣#رو...

قلب تو واسه كي ميزنه؟❤️❤️❤️قلب من فقط برای همسرم می تپه ❤️😘#...

آینده سازان موسیقی ایران😍😍😍😍😍#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فا...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط