{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان
که تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد
اگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستم
وگر من دست خود خستم همو درمان من باشد
چه زهره دارد اندیشه که گرد شهر من گردد
کی قصد ملک من دارد چو او خاقان من باشد
نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش
بمیرد پیش من رستم چو از دستان من باشد
.
دیدگاه ها (۱)

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان که ...

مرا عهدیست با شادیکه شادی آن من باشدمرا قولیست با جانانکه جا...

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان که ...

#مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان که...

مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان که ...

☆☆☆مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان ...

مرا عهدیست با شادیکه شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان,که ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط