{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر وعشق:

شعر وعشق:
واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنم
دین و دنیای منی قصد سجودت میکنم

هستی و جانم تو یی ، ای مظهر آرامشم
گاه گاهی بی جهت فکر نبودت میکنم

حرفی از رفتن مزن،جانم فدایت ای صنم
زندگی بی برم را نذر چشمت میکنم

عمر من،ای تو دلیل زندگی و هست من
بیت بیت شعر را مشحون بودت میکنم

شاعرم،اهل دلم،از عشق تو بنوشته ام
این غزل را سنگ فرش زیر پایت میکنم.
دیدگاه ها (۸)

چہ قدر حس قشنگے است شاعرت باشمشریڪ خلوت شبهاے خاطرت باشم چہ ...

تا سحر بر دفتر شعرم نگاه انداختم بوسه بر نامت زدم اشک سیاه ا...

لمس نفس هایٺ ضرباڹ قلبم رابہ شماره مے اندازدتو آرام آرامنفس ...

بوسه ات وسوسه و حسرت لب های من است ... صورتت ماه و همه روشن ...

نبودنت عادت نمی‌شود تازه است مثل هر باران:)💔6روز تا بزرگترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط