گفت

گفت:
-آخ‌ڪہ‌چقدر‌دلم‌براۍ‌ح‌ـرم‌پرمۍ‌ڪشہ!
بین‌الحـرمین،تل زینبیہ..
دورڪعت‌نمازتوصحن‌وسراۍارباب...💔:)

#آقاے_من
╭─✨🖤─↷
دیدگاه ها (۰)

↻ #چادرانه.🖤🧕🏻.›#أَللّٰھُـمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌ٱلْفَرَج𝟑𝟏...

#چادرانه<.♥️🌿.>#استوری❤️🌿#أَللّٰھُـمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌ٱ...

برایش صبحانه آماده کردم برگشت رو به من گفت : «آخرین صبحانه ر...

رفیق بی مثل و بدل::حسین:)

ارامش جانم کجایی هام منتظرم تم اخ داغونم خسته ام بیا بدادم ب...

عشق ممنوعه

رمان عشق و نفرت پارت 14سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط