{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغازِ دل انگیز ترین حسّ منـــــی تو

آغازِ دل انگیز ترین حسّ منـــــی تو
یک مَحرم نزدیک تر از پیرهنـــــی تو

خون در شریانم شده با عشق تو مأنوس
با رگ به رگم در پیِ قاطی شدنـــــی تو

تو جلوهء شیرینی از ارکان و هجـــــایی
هر لحظهء مضرابیِ مُستَفعَلَنـــــی تو

از اخم تو لکنت به زبان غـــــزل افتاد
اصلاً تو تَ تَن ،تَن ،تَ تَن ،تَن ،تَ تَنـــــی تو

در لحن نگاهت چقَـــــدَر وسوسه داری
دلچسب ترین خواهش تنخواهِ زنـــــی تو

سرکردهء چشم تو دل آشوب نبـــــرد است
آمادهء یک معرکهء تن به تنـــــی تو

خورشید ! به شوق غزل من فقـــــط امشب ..
ای کاش از آغوش سحر سر نزنـــــی تو !!!!
دیدگاه ها (۲)

دلم خوش نیست غمگینم...کسی شاید نمیفهمدکسی شاید نمیداندکسی شا...

بی تو بارانم و بر ثانیه ها می بارم حس زیبای تو را بعد تو در...

سیب من چرخیدی و با اتفاق دیگریعاقبت افتادی اما توی باغ دیگری...

ز شراب بوسه های تو هنوز مستِ مستمتو ببین چقدر مستم، که سبوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط