{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
لرزه بر جانم فتاد از چشم سحرآمیز او
وز نگاه گرم و لبخند فریب انگیز او

وادی عشق از گل شادی تهی باشد ولی
خار محنت روید از صحرای محنت خیز او

گردن افرازد حباب از خودپرستی ها ولی
از نسیمی نیست گردد مستی ناچیز او

مرغ شب با سایه ی مهتاب اگر سرخوش بود
من خوشم با سایه ی زلف خیال انگیز او

#رهی_معیری
#گل #رز
#چشم #سحرآمیز #لرزه #جان #نگاه #گرم #لبخند #فریب_انگیز #وادی #عشق #شادی #تهی #خار #محنت #رویش #صحرا #حباب #نسیم #مستی #مرغ_شب #سایه #مهتاب #سرخوش #زلف #خیال_انگیز #تابستان #شهریور
❤ #زلف_خیال_انگیز
#flowers
#flower
#rose
دیدگاه ها (۲)

لرزه بر جانم فتاد از چشم سحرامیز او ...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_دوازدهمگر به چشم دل جاناجلوه های ما ب...

در بیابانی دور که نروید جز خار که نخیزد جز مرگ که نجنبد نفسی...

دلم خون شد از این #افسرده #پاییزاز این افسرده پاییز #غم_انگی...

💙بسم الله الرحمن الرحیم💙هر که صبحش با سلامی برحسین(ع) آغاز ش...

تک پارتی جونگکوکی:)

لیلیوم خون سرد ( پارت اول )

به که باید دل بستبه که باید دل بست؟به که شاید دل بست؟سینه ها...

عهدیه صولت برد

چشم هایی به رنگ عسل فصل(16)دو روز بعد مراسم عقد کنان بود. به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط