پارت ۳۰

♤اون همه چیزو به من میگه😠

€خیلی خب بابا چرا گارد میگیری .........‌‌‌‌...... اصلا چیزی رو از ما مخفی نکرده

¥پچه هااااااا امکان داره ندونه چون قبل اینکه ات به دنیا بیاد اون از خونه فرار کرده بود

$اینکه آره میتونه باشه ولی ................. همش مراقب ات بود بیرون و زیر نظر داشت ات رو پس چجوری نفهمیده که یه برادر دیگه داره ؟🤔🤔

♤پچه ها اگه یادتون باشه ............. یه گردنبند به ات میگفت داده

£میشه از اون ثابت کرد

¥اگه شک کنه وبگه که داریم دروغ میگیم چی و گردنبنده جعلی هس

€ولی اون میگفت با یه خط عجیب که کسی نمیتونه بخونه پشتش یه چیزی نوشته و یه چیز داخل اون گردنبند هس که میتونه بشناستش

♤اوکی من برم ببینم ات داره اون گردنبند رو

$باشه ماهم یه جشن ترتیب میدیم تا بهش بگیم

£اوکی من هم نقشه میچینم تا درست پیش بره کارمون

_چی شده به من نمیگین 😤😤


ویو نویسنده

جین همه چیز رو به کوک گفت و کوک دهنش اندازه ی کروکودیل باز مونده بود .......






لایک و کامنت یادتون نره کیوتام 💞💜
🤍⛓️
دیدگاه ها (۱۳)

قدرت دست ماست

وای خداا

امروز یکی از بهترین روزام بود چون....

پارت۲۹

عشق چیز خوبیه پارت ۱۲ بادیگارد اومد بادیگارد : قربان فهمیدم ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟖مینا دیگه کم‌کم داشت عصبی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط