{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شيرين بهانه بود...

شيرين بهانه بود...
فرهاد تيشه ميزد تا نشنود صداي مردماني را ک در گوشش مي خواندند:
"او دوستت ندارد"
دیدگاه ها (۲)

صدای تیشه میاد از کل ستون سینه امدل شده فرهاد تیشه زنمیون سی...

ب کسانی ک دلم را شکستند بگویید مهربان است برایتان دوباره اما...

باز کن دررابرایت شعر ناب آورده ام یک غزل شیرین تر از شهد شرا...

قصه گو قصه نگوقصه گو قصه نگوواسه خوابوندن منسعی بیهوده نکنوا...

رمان تو خود منی

*🕊️دیگر زمان زمانه مجنون نیستفرهاد در بیستون مراد نمی جویدزی...

وقتی میاریش ایران و با پسرعمو هات گرم میگیری

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط