Party with my boyfriend
Party with my boyfriend
P1
الارم کوفتیم دوباره زنگ خورد...
این رستوران حتی اگر بخواد شیفتمون رو میذاره ساعت 4
لباسام رو که تنم کردم یک زد افتاب و تینت هم زدم که گوشیم زنگ خورد.
~الو جیسو زود باش جلو درمم
+من که هنوز صبحانه نخوردمم
~اشکال نداره بیا پایین من برای احتیاط دوتا ساندویچ اوردم زود باش
+اوکی...
پایان مکالمه
رفتم پایین
دوباره گوشیم زنگ خورد
+الو جونگ کوک
_الو جیسو زود باش بیا بیمارستان
+چی شده؟؟
_مامان بزرگ...
+اومدم
پایان مکالمه
+ببخشید لونا باید برم
~چی شده؟
+مامان بزرگم دوباره غش کرد
~باشه اما اگر اخراج شدی من چیزی نمیگم...
+اوکی گود بای
~بای
با اخرین سرعت دویدم تا دم بیمارستان.
خداروشکر نزدیک بود.
در بیمارستان رو باز کردم...
P1
الارم کوفتیم دوباره زنگ خورد...
این رستوران حتی اگر بخواد شیفتمون رو میذاره ساعت 4
لباسام رو که تنم کردم یک زد افتاب و تینت هم زدم که گوشیم زنگ خورد.
~الو جیسو زود باش جلو درمم
+من که هنوز صبحانه نخوردمم
~اشکال نداره بیا پایین من برای احتیاط دوتا ساندویچ اوردم زود باش
+اوکی...
پایان مکالمه
رفتم پایین
دوباره گوشیم زنگ خورد
+الو جونگ کوک
_الو جیسو زود باش بیا بیمارستان
+چی شده؟؟
_مامان بزرگ...
+اومدم
پایان مکالمه
+ببخشید لونا باید برم
~چی شده؟
+مامان بزرگم دوباره غش کرد
~باشه اما اگر اخراج شدی من چیزی نمیگم...
+اوکی گود بای
~بای
با اخرین سرعت دویدم تا دم بیمارستان.
خداروشکر نزدیک بود.
در بیمارستان رو باز کردم...
- ۱۶۸
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط