Ourlifeagain
#Our_life_again
#ᏢᎪᎡͲ_³³
+باشه
رسیدیم ایستگاه پلیس.....
بعد از صحبت با کلانتر زدیم بیرون....
چیز زیادی دستگیرمون نشد....
فقط تمام مدارک و حرفا و شکایتمون رو ثبت کردن....
نشستیم تو ماشین.....
اوپا دستم رو گرفت و گفت....
×نگران نباش....هیچ اتفاقی قرار نیست بیوفته....فقط تا بازداشت شدنش مراقب خودت باش.....با تاکسی اینور اونور نرو و فقط با منیجرت برو بیرون....با کسی هم قرار داری داخل خونهتون ملاقاتش کن...
+باشه...مراقبم....ممنونم
×فقط مراقب خودت باش....
سری تکون دادمو نگاهمو به جلو دوختم.....
.
.
.
.
.
☆سه روز بعد☆
تو این سه روز پامو از اتاقم بیرون نمیذاشتم....شاید بزور....فقط میرفتم کمپانی و اونم بخاطر سالن تمرین بود....
از رئیس خواستم بهم یکی از سالن های خالی رو بده...نمیخواستم تو دید بچه ها باشم....
یونجون بهم زنگ میزد....
اما نمیتونستم جواب بدم....
اون عوضی ممکن بود واسه اونم دردسر درست کنه....
اگه من یه ستاره پاپ باشم یونجون صد برابر از من قوی تر مشهور تر و محبوب تره...
به عنوان یه دوست(زارتتتتت) نمیخواستم کوچیکترین لطمه ای بخاطر من به آبروش وارد بشه.....
#ᏢᎪᎡͲ_³³
+باشه
رسیدیم ایستگاه پلیس.....
بعد از صحبت با کلانتر زدیم بیرون....
چیز زیادی دستگیرمون نشد....
فقط تمام مدارک و حرفا و شکایتمون رو ثبت کردن....
نشستیم تو ماشین.....
اوپا دستم رو گرفت و گفت....
×نگران نباش....هیچ اتفاقی قرار نیست بیوفته....فقط تا بازداشت شدنش مراقب خودت باش.....با تاکسی اینور اونور نرو و فقط با منیجرت برو بیرون....با کسی هم قرار داری داخل خونهتون ملاقاتش کن...
+باشه...مراقبم....ممنونم
×فقط مراقب خودت باش....
سری تکون دادمو نگاهمو به جلو دوختم.....
.
.
.
.
.
☆سه روز بعد☆
تو این سه روز پامو از اتاقم بیرون نمیذاشتم....شاید بزور....فقط میرفتم کمپانی و اونم بخاطر سالن تمرین بود....
از رئیس خواستم بهم یکی از سالن های خالی رو بده...نمیخواستم تو دید بچه ها باشم....
یونجون بهم زنگ میزد....
اما نمیتونستم جواب بدم....
اون عوضی ممکن بود واسه اونم دردسر درست کنه....
اگه من یه ستاره پاپ باشم یونجون صد برابر از من قوی تر مشهور تر و محبوب تره...
به عنوان یه دوست(زارتتتتت) نمیخواستم کوچیکترین لطمه ای بخاطر من به آبروش وارد بشه.....
- ۲.۵k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط