دیشب داشتم با خدای خودم راز و نیاز میکردم میگفتم ای خدا ا
دیشب داشتم با خدای خودم راز و نیاز میکردم میگفتم ای خدا این چه زندگیه؟ گناه من چیه؟ ناگهان ندا آمد:..... .. ......... ..........هیچی دیگه ندا آمد تا صبح با هم حرف زدیم.
- ۷۰۴
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط