مرغ مهتاب می خواند؛
مرغ مهتاب می خواند؛
ابری در اتاقم میگرید
گلهای چشم پشیمانی می شکفد !
درتابوت پنجره ام پیکر مشرق می لولد؛
مغرب جان می کند
می میرد !
گیاه نارنجی خورشید
در مرداب اتاقم می روید کم کم
بیدارم ؟
نپنداریدم درخواب
سایه شاخه ای بشکسته
آهسته خوابم کرد
کنون دارم می شنوم
آهنگ مرغ مهتاب !
و گلهای چشم پشیمانی را پر پر می کنم !
👤 سهراب سپهری
ابری در اتاقم میگرید
گلهای چشم پشیمانی می شکفد !
درتابوت پنجره ام پیکر مشرق می لولد؛
مغرب جان می کند
می میرد !
گیاه نارنجی خورشید
در مرداب اتاقم می روید کم کم
بیدارم ؟
نپنداریدم درخواب
سایه شاخه ای بشکسته
آهسته خوابم کرد
کنون دارم می شنوم
آهنگ مرغ مهتاب !
و گلهای چشم پشیمانی را پر پر می کنم !
👤 سهراب سپهری
- ۱.۰k
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط