روزی که رفتیم هر دومون گفتیم برمیگردم حآلاکه
روزیـ کهَ رَفتیمـ هَر دومونـ گُفتیمـ بَرمیگَردَم حآلاکهَ اینجآییمـ پَس این کآرو کَردیم حَتما چیزیـ ازَت نِمیپُرسَم نَزَن حَرفیـ اصلا حَرفآمون بَمونهَ بَرایـ وَقتیـ بَعدا یـِ فِکرَم توییـ پیشونیمون چَسبیدهِ بهِ هَم دِلَم تَنگ شُده بود تورو اِنقَد نَزدیک ببینَم یـِ بآر دیگهِ بِگَم چیزیو کهِ هَمیشهِ میگَم میخوام فَقَط بآ تو بآشَم بَقیه کیَن...
- ۵۸۴
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط