{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدم

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدم
غیرِ تو ، با همه بیگانه شدن را بلدم
.
تا کنم باز ،درِ خانه ی مهرت چو کلید
به سر از پا همه دندانه شدن را بلدم
.
مثل آشفتگی موی تو شد کار دلم
دل من ! غصه نخور شانه شدن را بلدم
.
پُر شوَم تا که من از الکل چشم و لب تو
ساقی ام باش که پیمانه شدن را بلدم
.
مرغ عشق منی و جای تو آغوش من است
پیش من پر بکشی لانه شدن را بلدم
.
آه از لیلیِ چشمِ تو و مجنونِ دلم
قرن آهن شد و افسانه شدن را بلدم
دیدگاه ها (۸)

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

#باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

باتو، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو، با همه بیگانه شدن...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

یک قفل زدم بر دل و پیمانه شکستم ساقی نظر انداخت، به میخانه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط