{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستانت

دستانت
بگیر ، نگیر دارند
و این درد
به جان دستانم که می افتد
دست می کشند
از دنیایی که از این دست
به دست ها
اعتمادی نیست
{سیاوش خاکسار}
دیدگاه ها (۳)

من، عابر خیابان بی کسی ام.که از وحشتِ تنهایی خود، فریاد می ز...

شهر از دور زیباست ... ولی "تو" از نزدیک ...!ای شهر من برگرد ...

برایم نسخه ای با سادگی از دود می پیچیکه بهتر می شود با آتش س...

مردانگی یعنیاگر زنی خواستسرش را بر شانه ات بگذارد ببینی طاقت...

اونجا که خاکسار میگه :یک نفر نیست صدایم بزند برگردم می برم ب...

حس می‌کنم توی یکی از این روزا فواد ایزدی میشینه زار زار گریه...

بِنگَــــر چه جـان‌های گرامی رفته‌اند از دست!دردیست چون خنجـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط