آزادسازی نرخ ارز جرقهای بر انبار نارضایتی
🔴 آزادسازی نرخ ارز؛ جرقهای بر انبار نارضایتی!
👤 #داود_مدرسی_یان
🔹مادامی که اجرای سیاستهای موسوم به «سرمایهداری ملی» با همین منطق و شدت ادامه پیدا کند، نباید نسبت به بروز حوادث اجتماعی و سیاسی شگفتزده شد. اعتراضاتی که این روزها بهصورت پراکنده در نقاط مختلف کشور شکل میگیرد، پدیدهای ناگهانی یا صرفاً امنیتی نیست؛ ریشه اصلی آن را باید در مجموعهای از سیاستهای اقتصادی جستوجو کرد که سالهاست فشار آن بهطور مستقیم بر دوش دهکهای پایین و طبقه متوسط سنگینی میکند. آزادسازی نرخ ارز، افزایش قیمت حاملهای انرژی، حذف تدریجی یارانهها و تورم بالای ۵۰ درصدی، زمینههای اصلی نارضایتی اجتماعی را فراهم کرده است.
🔸در چنین شرایطی، طبیعی است که جریانهای معاند، نفوذیهای دشمن یا بقایای پهلوی تلاش کنند از این وضعیت سوءاستفاده کنند. این قاعدهای شناختهشده است؛ مگس روی زخم مینشیند. اما تمرکز صرف بر عامل بیرونی، بدون توجه به زخمی که در داخل ایجاد شده، تحلیلی ناقص و بعضاً گمراهکننده است.
✅البته نمیتوان انکار کرد که یکی از اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل، انتقال جنگ به درون جامعه ایران بوده است. تحریمهای گسترده، از همان ابتدا با هدف تشدید فشار اقتصادی بر اقشار فرودست طراحی شد تا شکاف میان مردم و نظام سیاسی عمیقتر شود. با این حال، آنچه بیش از خود تحریمها به اقتصاد ایران و معیشت مردم آسیب زده، نحوه مواجهه داخلی با این فشارها بوده است. اجرای بیواسطه نسخههای اقتصادی صندوق بینالمللی پول، دقیقاً در همان مسیری حرکت کرده که تحریمکنندگان خواهان آن بودند.
🔹حذف یارانهها، آزادسازی نرخ ارز و قیمتگذاری حاملهای انرژی و کالاهای اساسی، عمدتاً با هدف جبران کسری بودجه دولت و تضمین سود صنایع بالادستی اجرا شده است؛ سیاستهایی که در عمل هزینههای سنگینی را به زندگی روزمره مردم تحمیل کرده و به تشدید نابرابری منجر شدهاند. این مسیر که با پشتوانه بخشی از بدنه دانشگاهی و طیف راست اقتصادی در ایران پیش برده شده، در تجربههای پیشین نیز اغلب به بیثباتی اجتماعی و آشوب انجامیده است.
💢سادهترین و البته پرهزینهترین راه، نادیده گرفتن نقش این سیاستها در شکلگیری اعتراضات و حوالهدادن همه چیز به دشمن خارجی است. چنین رویکردی نه مسئله را حل میکند و نه مانع تکرار آن در آینده خواهد شد.
🆔
👤 #داود_مدرسی_یان
🔹مادامی که اجرای سیاستهای موسوم به «سرمایهداری ملی» با همین منطق و شدت ادامه پیدا کند، نباید نسبت به بروز حوادث اجتماعی و سیاسی شگفتزده شد. اعتراضاتی که این روزها بهصورت پراکنده در نقاط مختلف کشور شکل میگیرد، پدیدهای ناگهانی یا صرفاً امنیتی نیست؛ ریشه اصلی آن را باید در مجموعهای از سیاستهای اقتصادی جستوجو کرد که سالهاست فشار آن بهطور مستقیم بر دوش دهکهای پایین و طبقه متوسط سنگینی میکند. آزادسازی نرخ ارز، افزایش قیمت حاملهای انرژی، حذف تدریجی یارانهها و تورم بالای ۵۰ درصدی، زمینههای اصلی نارضایتی اجتماعی را فراهم کرده است.
🔸در چنین شرایطی، طبیعی است که جریانهای معاند، نفوذیهای دشمن یا بقایای پهلوی تلاش کنند از این وضعیت سوءاستفاده کنند. این قاعدهای شناختهشده است؛ مگس روی زخم مینشیند. اما تمرکز صرف بر عامل بیرونی، بدون توجه به زخمی که در داخل ایجاد شده، تحلیلی ناقص و بعضاً گمراهکننده است.
✅البته نمیتوان انکار کرد که یکی از اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل، انتقال جنگ به درون جامعه ایران بوده است. تحریمهای گسترده، از همان ابتدا با هدف تشدید فشار اقتصادی بر اقشار فرودست طراحی شد تا شکاف میان مردم و نظام سیاسی عمیقتر شود. با این حال، آنچه بیش از خود تحریمها به اقتصاد ایران و معیشت مردم آسیب زده، نحوه مواجهه داخلی با این فشارها بوده است. اجرای بیواسطه نسخههای اقتصادی صندوق بینالمللی پول، دقیقاً در همان مسیری حرکت کرده که تحریمکنندگان خواهان آن بودند.
🔹حذف یارانهها، آزادسازی نرخ ارز و قیمتگذاری حاملهای انرژی و کالاهای اساسی، عمدتاً با هدف جبران کسری بودجه دولت و تضمین سود صنایع بالادستی اجرا شده است؛ سیاستهایی که در عمل هزینههای سنگینی را به زندگی روزمره مردم تحمیل کرده و به تشدید نابرابری منجر شدهاند. این مسیر که با پشتوانه بخشی از بدنه دانشگاهی و طیف راست اقتصادی در ایران پیش برده شده، در تجربههای پیشین نیز اغلب به بیثباتی اجتماعی و آشوب انجامیده است.
💢سادهترین و البته پرهزینهترین راه، نادیده گرفتن نقش این سیاستها در شکلگیری اعتراضات و حوالهدادن همه چیز به دشمن خارجی است. چنین رویکردی نه مسئله را حل میکند و نه مانع تکرار آن در آینده خواهد شد.
🆔
- ۹۱
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط