شب رویایی
شب رویایی
پارت ۳۰
جیهو نزدیک کیونگ می شد تهیونگ چهار چشمی نگاهشون می کرد درحالی که آیرا کنارش ایستاده بود و همش حرف میزد جیهو با دستش موهای رو صورت کیونگ می رو کنار زد
جیهو : دختر جذاب امشب رو کنارم میمونی
کیونگ می پوزخندی زد درحالی که همه دور هم ایستاده بودن و همه حرف های اونا رو می شنیدن کیونگ می با دستش به دخترای جلفی که دور تر از اونا با پسرای دیگه ایستاده بودن نشون داد
کیونگ می : اونا رو می بینی برو اونا رو به فا*ک بده و خوش بگذرون
تهیونگ : جیهو چرا دخترا کنارت نیستن نمیبینم شون
اون وو :جیمین چرا کناره تو نیستن
جیمین : موضوع اینه که به تو مربوط نیست
اون وو روبه اون سوک کرد دستشو دراز کرد و گفت
اون وو : افتخار رو بهم میدی
اون سوک : من این افتخار رو به هیچکس نمیدم
جیمین زیر لب خنده ای کرد و گفت
جیمین : جوابت رو گرفتی
آیرا : تهیونگ نظرت چیه امشب بریم هتل
تهیونگ : آیرا نه
کیونگ می با چشم های درشت اش به اون دونفر خیره شده بود پوزخندی زد و صورتش رو برگردوند
( چه انتظاری از این آدما داشتم خوب معلوم هرشب یکی رو به فا*ک میده..... اینم که مثله کنه بهم چسبیده)
جیمین که روبه روی اون سوک ایستاده بود همش نگاهش میکرد خودش هم می دوسنت اون سوک از این نگاه های سنگین و خیره اون معذب میشه ولی بازم نگاهش میکرد
اون سوک لیوان شراب قرمز رو یهو سر کشید
گائول : بح بح اون سوک چه خوب میخوری
جیمین : آره خیلی خوب میخوره
اون وو : بازم میخونم
اون سوک : آره
گائول رفت وسط تهیونگ و آیرا ایستاد کمی آیرا رو هول داد تا از تهیونگ دور بشه
گائول : عی آیرا برو کنار شاید یکی خوششون نیاد که تو کناره تهیونگ ایستادی و آنقدر بهش چسپیدی
آیرا : چی داری میگی
گائول : عی این کارو باید من بکنم
دست جیمین رو گرفت و کشید کناره اون سوک
گائول : اینجا جای تویه
اون سوک از کناره جیمین رفت قدم برداشت داشت میرفت کیونگ می سریع سمتش رفت
کیونگ می : کجا میری
اون سوک : یکم هوا میخورم میام تو برو
کیونگ می : باشه برو
کیونگ می دوباره رفت کناره گائول ایستاد و مشغول حرف زدن شدن
جیمین که متوجه رفتنه اون سوک شد از کیونگ می پرسید
جیمین : اون سوک کجا رفت
اون وو : من میرم دنبالش
جیمین : لازم نکرده خودم میرم
اون وو : نمیخواد خودم میرم
اون وو راهی شد و رفت جیمین زیرک تر بود سریع تر از اون وو از کلاب خارج شد فکر کرد اون سوک اونجا باشه کمی دور و اطراف رو نگاه کرد با چشم هایش در جستجوی عشق اش بود که شاید پیداش کنه ...
به نظرتون جیمین اون سوک رو پیدا میکنه یا اون وو ؟؟
تو کامنت ها بهم بگید عسل ها
هروقت نظرات زیاد بشه فیکو میزارم 😏
پارت ۳۰
جیهو نزدیک کیونگ می شد تهیونگ چهار چشمی نگاهشون می کرد درحالی که آیرا کنارش ایستاده بود و همش حرف میزد جیهو با دستش موهای رو صورت کیونگ می رو کنار زد
جیهو : دختر جذاب امشب رو کنارم میمونی
کیونگ می پوزخندی زد درحالی که همه دور هم ایستاده بودن و همه حرف های اونا رو می شنیدن کیونگ می با دستش به دخترای جلفی که دور تر از اونا با پسرای دیگه ایستاده بودن نشون داد
کیونگ می : اونا رو می بینی برو اونا رو به فا*ک بده و خوش بگذرون
تهیونگ : جیهو چرا دخترا کنارت نیستن نمیبینم شون
اون وو :جیمین چرا کناره تو نیستن
جیمین : موضوع اینه که به تو مربوط نیست
اون وو روبه اون سوک کرد دستشو دراز کرد و گفت
اون وو : افتخار رو بهم میدی
اون سوک : من این افتخار رو به هیچکس نمیدم
جیمین زیر لب خنده ای کرد و گفت
جیمین : جوابت رو گرفتی
آیرا : تهیونگ نظرت چیه امشب بریم هتل
تهیونگ : آیرا نه
کیونگ می با چشم های درشت اش به اون دونفر خیره شده بود پوزخندی زد و صورتش رو برگردوند
( چه انتظاری از این آدما داشتم خوب معلوم هرشب یکی رو به فا*ک میده..... اینم که مثله کنه بهم چسبیده)
جیمین که روبه روی اون سوک ایستاده بود همش نگاهش میکرد خودش هم می دوسنت اون سوک از این نگاه های سنگین و خیره اون معذب میشه ولی بازم نگاهش میکرد
اون سوک لیوان شراب قرمز رو یهو سر کشید
گائول : بح بح اون سوک چه خوب میخوری
جیمین : آره خیلی خوب میخوره
اون وو : بازم میخونم
اون سوک : آره
گائول رفت وسط تهیونگ و آیرا ایستاد کمی آیرا رو هول داد تا از تهیونگ دور بشه
گائول : عی آیرا برو کنار شاید یکی خوششون نیاد که تو کناره تهیونگ ایستادی و آنقدر بهش چسپیدی
آیرا : چی داری میگی
گائول : عی این کارو باید من بکنم
دست جیمین رو گرفت و کشید کناره اون سوک
گائول : اینجا جای تویه
اون سوک از کناره جیمین رفت قدم برداشت داشت میرفت کیونگ می سریع سمتش رفت
کیونگ می : کجا میری
اون سوک : یکم هوا میخورم میام تو برو
کیونگ می : باشه برو
کیونگ می دوباره رفت کناره گائول ایستاد و مشغول حرف زدن شدن
جیمین که متوجه رفتنه اون سوک شد از کیونگ می پرسید
جیمین : اون سوک کجا رفت
اون وو : من میرم دنبالش
جیمین : لازم نکرده خودم میرم
اون وو : نمیخواد خودم میرم
اون وو راهی شد و رفت جیمین زیرک تر بود سریع تر از اون وو از کلاب خارج شد فکر کرد اون سوک اونجا باشه کمی دور و اطراف رو نگاه کرد با چشم هایش در جستجوی عشق اش بود که شاید پیداش کنه ...
به نظرتون جیمین اون سوک رو پیدا میکنه یا اون وو ؟؟
تو کامنت ها بهم بگید عسل ها
هروقت نظرات زیاد بشه فیکو میزارم 😏
- ۴۴.۹k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط