{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کرد

دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کرد
بس که شب‌ها گهر اشک بدامانم کرد

عاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدند
حال آشفتۀ آن جمع پریشانم کرد

تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مراد
خانۀ سیل غم آباد که ویرانم کرد

شمّه‌ای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد

داستان شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
دیدگاه ها (۰)

دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کردبس که شب‌ها گهر اشک بدامانم ...

دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کردبس که شب‌ها گهر اشک بدامانم ...

🌷 صلی الله علیک یا مولای یاصاحب الزمان🌷 دیده در هجر تو شرمند...

شَمه ای از گل روی تو به بلبل گفتم آن تُنُک حوصله رسوای گلستا...

شمّه‌ای از گل روی تو به بلبل گفتم،آن تُنُک حوصله رسوای گلستا...

داستان شب هجران تو گفتم با شمعآن‌قدر سوخت که از گفته پشیمانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط