دوباره از تو نوشتم که راهِ چاره کنم
دوباره از تو نوشتم که راهِ چاره کنم
برای رفتنِ از دامت،استخاره کنم
دلت نبود! خدا دید چشم هایم را
به ناله های جگر سوزِ دل اشاره کنم؟
تو رفتی از نظرم تا مرا بمیرانی
وَ من وجود تو را در خودم نظاره کنم
بیا نگر دل من را عجیب نیست که من:
نفس نفس بشمارم،نفس شماره کنم
من این هراس ندارم،ز شعرِمن تو بخوان
که من تو را نبرم نام و استعاره کنم
تو در وجودِ منی پس چه سود اگر که تو را
چو بند بند وجودم ز عشق پاره کنم
بیا تمام مرا در خودم به دار آویز
بیا که نوبت این نیست استخاره کنم...
معصومه بیرانوند
****
photo & edit by me
برای رفتنِ از دامت،استخاره کنم
دلت نبود! خدا دید چشم هایم را
به ناله های جگر سوزِ دل اشاره کنم؟
تو رفتی از نظرم تا مرا بمیرانی
وَ من وجود تو را در خودم نظاره کنم
بیا نگر دل من را عجیب نیست که من:
نفس نفس بشمارم،نفس شماره کنم
من این هراس ندارم،ز شعرِمن تو بخوان
که من تو را نبرم نام و استعاره کنم
تو در وجودِ منی پس چه سود اگر که تو را
چو بند بند وجودم ز عشق پاره کنم
بیا تمام مرا در خودم به دار آویز
بیا که نوبت این نیست استخاره کنم...
معصومه بیرانوند
****
photo & edit by me
- ۸۷۶
- ۰۳ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط