کاش در این شهر دکتری پیدا می شد

کاش در این شهر دکتری پیدا می شد
که می توانست بیماریم را تشخیص دهد
کاش می شد بودنت را برایم نسخه می کرد
کاش داروخانه ی روزگار نسخه ام را می پیچید
کاش برای روزگار هم بازار سیاه بود
کاش من تو را
برای قلبم می خریدم
کاش.....
D.M
دیدگاه ها (۱)

شب وسیاهی برای پاک کردن غمهای دنیانو روزا، ورنگها دوباره غم ...

درگیر رویای توام درگیر رویای توام .. من‌و دوباره خواب کندنیا...

از فردا بیشتر مراقب باش... تقاص اشک های امشب من سنگین تر از ...

عزیزم

‌کاش می شد برای همیشه رفت ؛به سکوت و آرامش یک خانه ی روستایی...

روزهایی که چشمانت از من دور شدند، چقدر آرزو کردمزمین بشکافد ...

📚 داستان کوتاه #قدرت_عشقگویند که ...در زمان کریمخان زند مرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط