از روزی که رفته ای

از روزی که رفته ای
دیگر کافه نمیروم
گرفته رنگ چشمانت را
تمام قهوه های شهر
دیدگاه ها (۱)

پایت گر بشکندلنگ میزنی جاده راگر دلت بشکندلنگان طی می کنیزند...

نازنینــــمدلـبرانه ناز کن نازت خــریـدارش منمعــشوه ها آغــ...

دکتر و داروتاثیری ندارد دیگرشده ام مبتــــلابهچشمهایش#

جمع دو سه تا قافیه هرگز شدنی نیستمثل من و عاقل شدن و دل ...

چشمای تورو زمانی دیدم که از چشمای قهوه ای متنفر بودم ، و در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط