زندگیه فروخته شده پارت
زندگیه فروخته شده پارت ۱
ات : رفته بودم با بابام تو قمار همراییش کنم چون دوستاش کار داشن و
نمیتونستن بیان برای همین من به جای دوستاش اومده بودم
مقابل بابام یک پسر جون بود فکر میکنه میتونه بابای من و شکست بده
به هر حال اصلان به صورتش نگاه نکردم
چون مطمعا بودم که بابام میبره و قیافه ی پور از امیدش خاک میشه
خب بریم سراغ بازی بابام سه دست برد ویک دست باخت
دست اخر بود بابام هیچی نداشت که شرت بندی کنه
ولی به من گفت بورو نوشیدنی سفارش بده این دست اخره که بازی میکنم
بعد میریم خونه و من رفتم نوشیدنی سفارش بدم
بابای ات : چون مطمعنم من میبرم دخترم و شرط میزارم
ات : بابا من اومدم سفارش دادم الان میارم
وسطای بازی بود من رفتم نوشیدنی هارو بیارم
وقتی اوردم
نامجون : واسه من نیوردی ناراحت شدم
با اخم نگاهش کردمو تو ذهنم گفتم چه پورو
بابای ات : بورو برای اونم بیار
ات : باشه بابا
رفتم واسه اونم اوردم و بازی داشت تموم میشد که
بابام گفت این لیوانا رو و ببر
لیوانارو بردم و برگشتم دیدم بازی تموم شده و کیفم و برداشتم با تعجب به بابام نگاه کردم
پکر شده بود پسر خندید و گفت دختر جون اماده ایی بریم
اونجا مضوع و فهمیدم ترسیده بودم و باچشای ترسیده مگه میشه جایی رو دید
بچه ها اگه اشتباه تایپی داشتم ببخشید تقصیر کیبردمه
تا فیک بعد بدرود
ات : رفته بودم با بابام تو قمار همراییش کنم چون دوستاش کار داشن و
نمیتونستن بیان برای همین من به جای دوستاش اومده بودم
مقابل بابام یک پسر جون بود فکر میکنه میتونه بابای من و شکست بده
به هر حال اصلان به صورتش نگاه نکردم
چون مطمعا بودم که بابام میبره و قیافه ی پور از امیدش خاک میشه
خب بریم سراغ بازی بابام سه دست برد ویک دست باخت
دست اخر بود بابام هیچی نداشت که شرت بندی کنه
ولی به من گفت بورو نوشیدنی سفارش بده این دست اخره که بازی میکنم
بعد میریم خونه و من رفتم نوشیدنی سفارش بدم
بابای ات : چون مطمعنم من میبرم دخترم و شرط میزارم
ات : بابا من اومدم سفارش دادم الان میارم
وسطای بازی بود من رفتم نوشیدنی هارو بیارم
وقتی اوردم
نامجون : واسه من نیوردی ناراحت شدم
با اخم نگاهش کردمو تو ذهنم گفتم چه پورو
بابای ات : بورو برای اونم بیار
ات : باشه بابا
رفتم واسه اونم اوردم و بازی داشت تموم میشد که
بابام گفت این لیوانا رو و ببر
لیوانارو بردم و برگشتم دیدم بازی تموم شده و کیفم و برداشتم با تعجب به بابام نگاه کردم
پکر شده بود پسر خندید و گفت دختر جون اماده ایی بریم
اونجا مضوع و فهمیدم ترسیده بودم و باچشای ترسیده مگه میشه جایی رو دید
بچه ها اگه اشتباه تایپی داشتم ببخشید تقصیر کیبردمه
تا فیک بعد بدرود
- ۲.۰k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط