بار آخر ،
بار آخر ،
من ورق را با دلـــم بُر میزنم !
بار دیگر حکـــم کن ،
اما نه بی دل !
با دلـــت ، دل حکم کن !
حکـــمِ دل : هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا مـــا دل هایمان را رو کنیم ...
دل که رویِ دل بیفتد ، عشـــق حاکــم میشود ...
پس به حکـمِ عشق ، بازی میکنیـم .
این دلِ مــن !
رو بکن حالا دلـــت را !
دل نداری ؟!
بُر بزن اندیشـــه ات را ...
حکـــم لازم ،
دل سپـــردن ،
دل گرفتـــن ،
هـــر دو لازم.....
من ورق را با دلـــم بُر میزنم !
بار دیگر حکـــم کن ،
اما نه بی دل !
با دلـــت ، دل حکم کن !
حکـــمِ دل : هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا مـــا دل هایمان را رو کنیم ...
دل که رویِ دل بیفتد ، عشـــق حاکــم میشود ...
پس به حکـمِ عشق ، بازی میکنیـم .
این دلِ مــن !
رو بکن حالا دلـــت را !
دل نداری ؟!
بُر بزن اندیشـــه ات را ...
حکـــم لازم ،
دل سپـــردن ،
دل گرفتـــن ،
هـــر دو لازم.....
- ۳۲۶
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط