{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غروب چشم‌هایت

غروب چشم‌هایت
تمام معادلات شعرم را بهم می‌ریزد
جایی‌که دیگر غروب‌هایش
دلگیر نیست!
دیدگاه ها (۱)

تو این فکر بودم که با هر بهونه یه بار آسمون‌و بیارم تو خونه ...

دستانت را به من بدهبرای فتح قله‌های عاشقیبه آن‌ها نیاز دارم....

باید آنقدر در آغوشت بگیرمکه اگر روزی دور بودیم از همعطر تنت ...

من و تو جمعه و شنبه بودیم!هرچقدر من به تو نزدیک بودمتو از من...

چشم‌هایت مثنوی، می‌ریزد از پلکت غزل ؛ بینِ‌عاشق‌ها نگاه از ح...

عاشقانه های شبنم

*چشم هایت همان کافه‌ی دنجی است که قهوه هایش حرف ندارد☕️🦦...h...

پناه به صداقت چشم‌هایت ، وقتی لب‌هایت به دروغ گفتن تر می‌شد ...

عاشقانه های شبنم

چه اندوهی را تحمل می‌کنی کهچشم‌هایت این‌چنین غمگین است؟

اگر عزیز بودی او از چشم افتادی دیگه بر نگرد جایی برای تو نیس...

نگران نباشهر چه که نباشمشاعر که هستممی توانم چشم بندی کنمو ت...

Dana-Apada

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط