قول دادم به خودم، غصه تراشی نکنم
قول دادم به خودم، غصه تراشی نکنم
فکر این را که تو باشی و نباشی نکنم
روی گلدان دلم ، آب پاشی نکنم
حوض این خاطره را ، گرچه پر از گل شده است
قول دادم به خودم ، بعد تو کاشی نکنم
من پر از زخم جگر سوزم و باید بروم
که تو را این همه درگیر حواشی نکنم
امشب افسوس نشد بر سر قولم باشم
نشد از فاصله ها ، غصه تراشی نکنم
گر تفنگی برسانند به من ، نامردم
تا سحر مغز خودم را متلاشی نکنم
فکر این را که تو باشی و نباشی نکنم
روی گلدان دلم ، آب پاشی نکنم
حوض این خاطره را ، گرچه پر از گل شده است
قول دادم به خودم ، بعد تو کاشی نکنم
من پر از زخم جگر سوزم و باید بروم
که تو را این همه درگیر حواشی نکنم
امشب افسوس نشد بر سر قولم باشم
نشد از فاصله ها ، غصه تراشی نکنم
گر تفنگی برسانند به من ، نامردم
تا سحر مغز خودم را متلاشی نکنم
- ۶۶۸
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط