خوشیامون مستاجرن

خوشیامون مستاجرن
غمامون صاحب خونه:)
دیدگاه ها (۰)

و مـن انـگـار هـرگز بـرای کسی کـافـی نبودم.

پایان حکایتمـ،شنیدن داره، من عاشق اون بودم، و اون عاشق او.

ما از عروسکـ کمتریمـ. اونا مرده بودن زندگیـ میکردن. ما زندگی...

زخم زدی رفتیزخم میخوری برمیگردی...!

ببين روزگارخنده‌هامونو كُشتىصدامون در اومدصدامونو كُشتىدلامو...

یا صاحب الزمان ادرکنییا صاحب الزمان اَغثنی

وایییییی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط