{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پندانه

#پندانه
دعا کنیم فقط خدا دستمان را بگیرد
دختری می‌خواست با پدرش از یک پل چوبی رد شود. پدر به دخترش گفت: دخترم! دست من را بگیر تا از پل رد شویم.

دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست شما را نمی‌گیرم، شما دست مرا بگیر.پدر گفت: چرا؟ چه فرقی می‌کند؟ مهم این است که دستم را بگیری و باهم رد شویم.

دختر گفت: فرقش این است که اگر من دست شما را بگیرم، ممکن است هر لحظه دستتان را رها کنم، اما اگر شما دست مرا بگیری، هرگز آن را رها نخواهی کرد!

این دقیقا مانند داستان رابطه ما با خداوند است؛هرگاه ما دست او را بگیریم، ممکن است با هر غفلت و ناآگاهی دستش را رها کنیم، اما اگر از او بخواهیم دست ما را بگیرد، هرگز دستمان را رها نخواهد کرد!

و این یعنی عشق...
#خدا
#خدا_هست
#خدای_مهربان
#خدای_من
#آفرینش
دیدگاه ها (۴)

گاهی آن‌قدر موجِ فتنه و گرفتاری بلند می‌شودکه دیگر دستمان به...

قسمت ۷

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

باز این احمق حرف زد ♨️ پزشکیان: 🔹چیزی که در تفاهم‌نامه نوشتی...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

🎥 پزشکیان: 🔹چیزی که در تفاهم‌نامه نوشتیم و امضا کردیم به نظر...

The Fairy's - Monster's wrong love

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :خدا این طور خواسته؟ خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط