دستِ او كه بند مى شد، چادرش را با لبش
دستِ او كه بند مى شد، چادرش را با لبش
مى گرفت و من در اين حسرت كه چادر نيستم!
مى گرفت و من در اين حسرت كه چادر نيستم!
- ۳.۶k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط