{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☘️حرفهایی در گوشه ی چشمهایم به اعماق چاله ای به نام گلو م

☘️حرفهایی در گوشه ی چشمهایم به اعماق چاله ای به نام گلو میرود؛
نفس و بغض و حرف همنشین هم میشوند!
همدست هم میشوند!
تا نبض قلبم را بگیرند!
آنگاه من میمانم و تنی سردتر از کریستال یخ!
گرمای خاک گورستان جانی تازه به روح خسته ام میبخشد!
و...
و چه تراژدی عمیقی است؛
سکوت مرموز گورستان!
گورستانی با حرفهایی که در بیخ چاله ی گلو مانده است!!
میبینی؟
دنیا علیه توست....
به همین زیبایی مرموز زندگی!
به همین تلخی همدستی نفس و بغض و حرف!!!☘️

❤️پ.ن:هیس هیچی نگو فقط ببر صداتو...مغز درگیرم بنویس ❤️

📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#نوشته
#دلنوشته
#تراژدی
دیدگاه ها (۰)

❤️زیباترین خواهر دنیاامروز روز توستروز میلادت دنیا تبسم کرده...

☘️غرقم؛میان هزار رنگرنگی که از آن من نیست!غرقم؛میان صداهاصدا...

☘️وایبِ زمین!زندگی در دیستوپیا، زندگی در پشتِ‌بام های چند طب...

لذتی که در خرید کردن از بازارهای محلی داره تو هایپر مارکتهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط