{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"تحویل" بگیر؛

"تحویل" بگیر؛
سالی که نو می‌شود...
و تویی که از نو نیستی!
شبیه تُنگِ پر از آبی...
که عید نشده ماهیِ قرمزش می‌میرد!
شبیه سبزه‌ای...
که درست شب بیستُ نهم سرما می‌زند!
سیبی که کال چیده‌اند...
و می‌دانی؛
"نداشتنت" همان بغضی‌ست...
که تا «حول حالنا» می‌خوانند می‌شکند!
دیدگاه ها (۱)

بهار تویی تویی که از هرگوشه ات بگیرم، نرمی لطیفی، سرخی، سپید...

عیـد تـوئی بهـار تـوئی بـوےِ ڪَل عطـرِ سُنـبُل جـام و مِـی ش...

تو را می خواهمبرای پرسه زدن های شب عیدنشان کردن یک جفت ماهی ...

بهار تویی،که عیدانه ی چشم های من بیشتر شده ...و من نامت را، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط