پدرخوانده
پدرخوانده
ویو ته:
ته: اره بیبی
کوک: و... و.. ولی بابایی(تعجب)
گردن شیرین کوک لیس زدم.... دستمو رو رد خیسی گردنش گذاشتم فشار دادم...
ته: فقط همراهی کن خودت این کارو باهام کردی(خمار، اخم)
کوک: بابایی من... پسرتم نه زنت(تعجب) نباید این کارا باهام بکنی(نزدک بود بغضش بگیره)
ته: همون طور که گفتی تو پسرمی و هرکار بخوام انجام میدم(اخم)
تیشرتش از تنش در اوردم..... بدن سفید خوش فرم زیبا و تحریک کننده ای داشت..... به قدری تحریک شده بودم که خیسی لای پام احساس میکردم.... این کوچولو با من چیکار کرده؟.. ها؟
ویو کوک:
تیشرتم در اورده بود و به بدن لختم خیره شده بود... چشاش نیمه باز بود درس مثل فردی که چند روز نخوابیده....
کوک: سکوت کرده بود)
لباس خودش رو هم در اورد..... با دیدن بدن عضله ای و بزرگش شکه شده بودم.... خیلی زیبا بود... موهاش از شدت عرق زیاد خیس شده بود... صحنه شاهکاری درس کرده بود...
کوک: بابایی... بهم اسیب میزنی؟
ویو ته:
با این حرفش دلم جرقه بزرگی خورد....
ته: نه کوچولوی بابا...
اینم پارت ۱۵ حمایتت کنید زیاد پارت بزارم ❤️😭
و اگه سروش دارید تو کانال هام عضو شید لطفا😭😭😭❤️
ویو ته:
ته: اره بیبی
کوک: و... و.. ولی بابایی(تعجب)
گردن شیرین کوک لیس زدم.... دستمو رو رد خیسی گردنش گذاشتم فشار دادم...
ته: فقط همراهی کن خودت این کارو باهام کردی(خمار، اخم)
کوک: بابایی من... پسرتم نه زنت(تعجب) نباید این کارا باهام بکنی(نزدک بود بغضش بگیره)
ته: همون طور که گفتی تو پسرمی و هرکار بخوام انجام میدم(اخم)
تیشرتش از تنش در اوردم..... بدن سفید خوش فرم زیبا و تحریک کننده ای داشت..... به قدری تحریک شده بودم که خیسی لای پام احساس میکردم.... این کوچولو با من چیکار کرده؟.. ها؟
ویو کوک:
تیشرتم در اورده بود و به بدن لختم خیره شده بود... چشاش نیمه باز بود درس مثل فردی که چند روز نخوابیده....
کوک: سکوت کرده بود)
لباس خودش رو هم در اورد..... با دیدن بدن عضله ای و بزرگش شکه شده بودم.... خیلی زیبا بود... موهاش از شدت عرق زیاد خیس شده بود... صحنه شاهکاری درس کرده بود...
کوک: بابایی... بهم اسیب میزنی؟
ویو ته:
با این حرفش دلم جرقه بزرگی خورد....
ته: نه کوچولوی بابا...
اینم پارت ۱۵ حمایتت کنید زیاد پارت بزارم ❤️😭
و اگه سروش دارید تو کانال هام عضو شید لطفا😭😭😭❤️
- ۱.۷k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط