یه دختر شاد بودم
یــه دختـرِ شـاد بـودَمـ
دخـترِ بـابـامـ(
تـنهـا مـردِ زنـدگیــم بـابـام بود
اولیـن عشقـم بـابـام بود
یهـ روز هـَمـون بـابـاعهـ مـهربونمـ هـَمـون تنـها قهـرمان زندگـیم بـا یهـ گـوشی اومـد خونــهـ گفتـ واسهـ|تـک دختـرم
کُـلـّے ذوقـ کـردمـ
تـو همـون لـعـنـت ـشنـاختـمتـ
یهـ روز چـَت
دو روز چـَت
دیگـهـ شـبا جایـهـ اینـکهـ 12 شبـ بهـ بابـام شبـ بخـیر بگـم سـاعت2شبـ بهـ تو میگفتـم
گـفتیـ بـریمـ بیـرون
رفتـیـم
یهـ حس خـاصیـ داشتـم
دیگـه جا اینـکه با بابایـیـم برمـ کـلاس
تـنهامیـرفتم که تورو ببینـمـ
شـروع شـد:
کـم محـلیـایـ تــو
خـواهش هـایـ من
میگفـتے:سـادهـ ایـ
رُژ لبمـُ پـررنگـ تـر کــردمــ (
فـایدهـ نـداشتـ
آخـرش گفتـیـ: بـازیـ بود (: منـ یکیـ رو دارمـ کهـ رژ لبـش از واسهـ تو پُــرنگ ترِ
دیگـه از اونـ بهـ بعـد
خـنده هایـ بلنـدم شد دادُبیـداد
چشـایـِ شیـطونم شد خیـسـ
بـابـام میگفـت: نکـن
تـو روشـ وایسـادمـ(
بـچه بودمـ گـریه میکـردم میگفتم
بـابـا نکـش زیـاد
بابـام گـریه میـکنه میگـه دختـرم نکـش سیگار
لعـنتیـ(: زنـدگیـمـو سوزوندیـ
حـالیتـه؟
دخـترِ بـابـامـ(
تـنهـا مـردِ زنـدگیــم بـابـام بود
اولیـن عشقـم بـابـام بود
یهـ روز هـَمـون بـابـاعهـ مـهربونمـ هـَمـون تنـها قهـرمان زندگـیم بـا یهـ گـوشی اومـد خونــهـ گفتـ واسهـ|تـک دختـرم
کُـلـّے ذوقـ کـردمـ
تـو همـون لـعـنـت ـشنـاختـمتـ
یهـ روز چـَت
دو روز چـَت
دیگـهـ شـبا جایـهـ اینـکهـ 12 شبـ بهـ بابـام شبـ بخـیر بگـم سـاعت2شبـ بهـ تو میگفتـم
گـفتیـ بـریمـ بیـرون
رفتـیـم
یهـ حس خـاصیـ داشتـم
دیگـه جا اینـکه با بابایـیـم برمـ کـلاس
تـنهامیـرفتم که تورو ببینـمـ
شـروع شـد:
کـم محـلیـایـ تــو
خـواهش هـایـ من
میگفـتے:سـادهـ ایـ
رُژ لبمـُ پـررنگـ تـر کــردمــ (
فـایدهـ نـداشتـ
آخـرش گفتـیـ: بـازیـ بود (: منـ یکیـ رو دارمـ کهـ رژ لبـش از واسهـ تو پُــرنگ ترِ
دیگـه از اونـ بهـ بعـد
خـنده هایـ بلنـدم شد دادُبیـداد
چشـایـِ شیـطونم شد خیـسـ
بـابـام میگفـت: نکـن
تـو روشـ وایسـادمـ(
بـچه بودمـ گـریه میکـردم میگفتم
بـابـا نکـش زیـاد
بابـام گـریه میـکنه میگـه دختـرم نکـش سیگار
لعـنتیـ(: زنـدگیـمـو سوزوندیـ
حـالیتـه؟
- ۲.۸k
- ۱۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط