{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عشق...

از عشق...
از احساس...
از پرواز ...
می گفتی

با خنده ها...
با گریه ها...
با راز...
می گفتی

تو باغبان
من تازه گل
باران چه زیبا بود

آن روزها
نام مرا...
با ناز...
می گفتی

رویای من
گاه جدائی نیست
آه ... ای کاش

در گـوش دل
از نـور...
از آغاز...
می گفتـی

با یـک بغل احسـاس
در راهم
تومی آئـی ؟!

می آمـدی
با عشـق...
از پرواز...
می گفتـی...!
دیدگاه ها (۱)

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی ...

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ، ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪے ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــﯿﺪ...

بیاتا اشک در چشمان من جاری ست دریا شوبرو مهتاب بر تاریکِ آن ...

‏دنبال هیچکس نَدویین،آدمایی که همدیگرو دوست دارنکنار هم راه ...

وقتی لب تو خنده زد

رقص با سایه ها پارت یک

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

معامله p5بالاخره شب تمام شد.نور کم‌رنگ صبح از میان پرده‌های ...

نازنین فرهاد من امشب برایم ناز کنساز دلتنگی مزن آغوش خود را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط