{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره بارانی مست

قطره بارانی مست
در سحری سبز
برکف صورتی دستم/
ایستاده بر پلی
میان دو تنهایی
خیابان زیر پل
سرگیجه ای از اغتشاش
تهوعی ازهول و هراس
کاغذ پاره هایی رقصان در باد
باد ابرها را برد
باران شد تمام
من
به آن سوی پل
رفتم.
دیدگاه ها (۵۴)

پلی بودم سخت و سرد، گسترده به روی یک پرتگاه. این سو پاها و آ...

فرزانه صیاد

بخش آخر پارت ۶

#شاهنامه #۴۰ #خوان دوم #یافتن چشمه آبهمینطور که به رفتن ادا...

رضا چایچی شاعر تهرانی

ثریا رشیدی

معصومعلی مسکینی

ریباز سالار

افروز کاظم زاده شاعر تهرانی

نورِ غلیظ ماه از آن طرف شیشهٔ مغازه در لیوان می افتد ...لیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط