{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا:تهیو...ارباب دیگه لطفا بسه

ا:تهیو...ارباب دیگه لطفا بسه
ت:نه
ا:لطفا میترسم ب.ا.ر.د.ا.ر شم
ت:حوصله بچه ندارم باشه
اا:پس من برم
ت:نه کجا
ا:یه قرص مسکن و یه قرص برای ب.ا.ر.د.ا.ر نشدن
ت:میگم بیارن
ته میگه و قرص رو میارن ات هم لباسش می پوشه و دوباره میره رو تخت
ت:دیگه نباید موهاتو کوتاه کنی
ا:آنانا،....یعنی چشم
ویو ات
وای من هنوز دلم درد میکرد شب نخوابیدم صد ساعت شیش پاشدم سریع رفتم اتاق که هانول(همون دختر ۱۷ ساله هه)اومد پیشم گریه کرد و محکم بغلم کرد. ه:(هانول)ممنونم خانم دلتون درد نمیکنه
ا:نه عزیزم هر وقت دیدی می خواد بهت ت.ج کنه منو صدا کن نمی زارم یه دختر ۱۷ ۱۸ ساله چیزشو از دست بده(چرا دارم اینا رو به بچه می گم یاد مامانم افتادم ایبیی دلم درد گرفت یهو)ات افتاد زمین و جیغ کشید و فحش داد(عین خودمه خخخخخ)
ا:ریدم دهنت تهیونگ بمیری احمق خدا زده هانول منو ببر دشویی
ویو هانول
فقط اتو بردم دستشویی نفهمیدم چیشد اما ارباب وارد دستشویی شد اما اجوما نزاشت گفت ات اومد بیرون میگه بره اتاق ارباب
ویو ات
ا:اهههههه پ.ر.ی.و.دشدم فقط میدونستم نمیتونم با اون لباس چرطوز برم پس یه شلوار بگ لی شیا پوشیدم رفتم پیش ارباب(به صورت مسخره گفت)
تق تق
بله ارباب
ت باید با من بیای سفر با ماشین میریم
ا ببب بله من نمیام
ت باید بیای و تقاص فش هاتون بدی
ا نمیشه باید یه هفته صبر کنید ارباب
ت چرااااا (داد)
ا چون پریودم(داد)
ت:ها
ا:ها و درد( ادمین درد به خودت عنتر ات : دیالوگ رو خودت دادی یزید
ادمین:به چپم)
ت:بیا اتاق شکنجه کارت دارم
ا:.......
ات ویو
داداشا آقایون عین سگ با شلاق زد منم اشک تمساح می ریختم آخر بعد ۲۰۰ ضربه تموم منم مثلا خیلی درد داشتم و گریه میکردم
ت:گورتو گم کن از جلو چشم
ات:.......
ات ویو
بی دلیل لوس شده بودم واقعا بدنم می سوخت میدونم حرفات تناقض داره تقصیر ادمینه عه من مریض بود یه مرض بود به اسم....(نمیدونم یه مرض چرط و پرت درست کردم) اگه کتک میخوردم نمی تونستم نه حرف بزنم نه حرکت کنم یه جورایی فلج میشدم و همزمان لال و از شانس گوه تهیونگ خون دماغ شدم که تاریکی
________^___________________________
هنوز ناراحتما به خاطر یه نفر گذاشتم بقیه هم لایک کردن فقط اون پیامم رو
دیدگاه ها (۰)

دیگه فعالیت نمیکنم چون ایگ شدم تو پارت قبل فقط یه نفر ویو اد...

آوای غمناک پیانو پارت ۴روی شکم ات یه شیشه رفته بود(ادمین برا...

عشق دو طرفه پارت ۱۴

اوای غمناک پیانو پارت ۲که با لباسهای باز خدمت کارا مواجه شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط