چه رویاییست دیدارت که در باور نمی گنجد

چه رویاییست دیدارت که در باور نمی گنجد
خیالت عالمی دارد که در هر سر نمی گنجد

دلم پرواز می خواهد از این زندان تو در تو
که روح سر کشم دیگر در این پیکر نمی گنجد

بیا خورشید عشق من بده گرمایی از مهرت
تو انجایی که می تابی دگر اختر نمی گنجد

غمی ارامتر از موج بی باد لب دریا
گرفته دامنم گویی که دل در بر نمی گنجد

دلم سلطان غمها بود و تو سلطان شادیها
دو سلطان برفراز امر یک کشور نمی گنجد

چه کردی با من و با خاطر و با قلب بیمارم
که در دل غیر سوز عشق تو دیگر نمی گنجد

برایت شعر تر می خوانم و بر خویش  غمنامه 
چه بنویسد قلم وقتی که در دفتر نمی گنجد
🌹🌹💜
دیدگاه ها (۰)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

آدمـی گاهی  درون غصـه پنـهـان می شــود در هوای بی کسی ها خیس...

.چه‌تشبیـــــــه زیبایی... 😄😁🔴 اون بابا، #کلــــــــــــه_زر...

اینترنشنال به مثابه آزمایشگاه‌ روانی بزرگی است که مخاطبین خو...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط