{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره

گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره
ولی از اون بدتر
اینه که عصرِ جمعه خونه باشی و بارون بزنه.
_گفتم : آره؛ اینجوری که آدمو خفه میکنه!
_گفت : میدونی؟ خیلیا توو جمعه شاعر شدن!
تو حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی؟
_گفتم : من جمعه ها
رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره، با انگشت مینویسم :
"لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد"
دیدگاه ها (۳)

KIM V

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

قاب احساس. پارت ۱

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

..._گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیرهولی از اون بدتراینه که ...

_گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیرهولی از اون بدتراینه که عصر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط