{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این خانه چیزی گم شده است

در این خانه چیزی گم شده است
که با چشم غیرمسلح دیده نمی شود
که با چشم مسلح دیده نمی شود
که با هیچ چیز دیده نمی شود
جز کابوس های بعد از تو

من به تمام کشورها زنگ زده ام
تا «شرلوک هولمز» را نبش قبر کرده
استخوان هایش را
به آدرس الکترونیکی ام پست کنند
در من «رایانه»ای ست!
که فارسی بلد نیست
که هیچ چیز بلد نیست
جز فشار دکمه ای
که رؤیاهایش را منفجر می کند

اینجا چیزی گم شده است
من کتاب پلیسی ای هستم
که صفحات آخرش را
بچه ی شیطانی کنده است

قاتل ها
در تنهایی ام رژه می روند
و چاقوهای خون آلودشان را
در نتیجه ی آخرین رابطه ی جنسی ام می شویند
میکروسکوپ ها
سال هاست اندام بی قواره ام را زیرنظر دارند
اینجا هیچ چیز تکثیر نمی شود
جز خاطراتی که با دخترها راه می روند
و با ناخن های شکسته
روی دیوار می نویسند:
چرا؟!! در این خانه چیزهایی گم شده است
که کوچکترینشان خداست

مهدی موسوی
دیدگاه ها (۱۳)

گاه در گُل می پسندد ، گاه در گِل میکشدهرچه آدم می کشد ، از "...

زهرترین زاویه ی شوکران... مرگ ترین حقه ی جادوگران... هر که ت...

از آرزوی توتا یاری خداوند…یک دعا راه است…من آمینش را بلند می...

ﺍﻟﻬﯽ!ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺟﻮﺍﺯ ﻭ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺟﻬﺎﺯ.ﺍﻟﻬﯽ!ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻮ ﻣﺎ ...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب راویزا نمی خواهد بیا! در مرزها غوغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط