{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی وسوسه ی بودنت اینجاست، بیا

نیستی وسوسه ی بودنت اینجاست، بیا
یک نفر بی تو به جان آمده، تنهاست، بیا

یک نفر در من و از من به تو وابسته ترست
محض اویی که مرا بی تو نمی خواست بیا

از غروبی که تو از یاد خیابان رفتی
شهرِ نفرین شده زندانی سرماست، بیا

سایه ی سرد قدم های تو دردیست که بر
حسرت حافظه ی پنجره پیداست، بیا

درد در دایره ی هضم فراموشی نیست
بغض امروز همان گریه ی فرداست، بیا
دیدگاه ها (۲)

دروغ گفتاو دوستم نداشت. نه او شمع بود نه من پروانه،نه من محت...

...اهل هیچ کجا نیستمعاشقموتنهااهل به تو فکر کردنماهل دوست دا...

ناگهان دلت چه تنگ می شودبرای کسی کهاز رگ گردن به تو زدیکتر ا...

بلا همیشه که بد نیستراستی دیدیتو آن بلای قشنگیکه آمدی به سرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط