{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌نشینی در نفسهایم که تکرارت کنم

می‌نشینی در نفسهایم که تکرارت کنم
مثل صیدِ رو به تسلیمی گرفتارت کنم

می‌نشینی در دلم... آرام و دورادور و گرم
تا که یکباره خودم را وقف دیدارت کنم

فاصله بین هوس با عشق، چون ارض و سماء
عشق آلودم که با چشمی گنهکارت کنم

من برایت سفسطه بودم که مغلوبت شوم
مثلِ برهان در توانم نیست انکارت کنم

رخوتی مستانه از سمت نگاهت در من است
زل بزن تا از شرارِ شوق سرشارت کنم

عشق زجری ممتد و عاشق به آزارش خوش است
پس بیا نزدیک‌تر... شاید‌که بیمارت کنم...
دیدگاه ها (۴)

زندگی شیرین است...قهوه ات تلخ....شاید فردا بد قولی کرد نیامد...

نهایتـــآرزوی مــن این است ڪہ، در وجــــــــــودتکلبـــــــ...

مهم نیست ڪجاے این دنیا باشے هرڪجا ڪه دوست دارے باش من براے...

بعضے وقتا یڪیو دوست دارے....ولے شرایط یہ جوریہ.....ڪہ هیچوقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط