{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در زیر چتر باران،

در زیر چتر باران،
قارچ های خاطره می رویند.
در غرش رعد و
چراغ برق،
خون محو می شود.
تو بر می خیزی


باران می ایستد؛
رعد می رود؛
برق خاموش می شود،
تو می افتی.
من گم می شوم.
دیدگاه ها (۲)

گاهی وقت‌ها...دلت می‌خواهد ...با یکی مهربان باشیدوستش بداری....

‏الصمت لا یعنی القبول دائماً أحیاناً یعنی أننا قد تعبنا من ا...

در هیاهوی شب عشق کسی یاد تو نیستدل بیچاره به امید که اینجا م...

زور که نیست!خب دوستت ندارد …چرا عمرت را ، وقتت را صرف کسی می...

دارم ز تهران می‌روم مردم خداحافظدیگر مرخص می‌شوم ای قم خداحا...

شعری زیبا از افشین علا

🔴سرودۀ بسیار زیبا و پر مفهوم جدید افشین علا به مناسبت وداع ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط