{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲

بلند شد و گفت
اقای معلم من  باید برم دست شویی
و رفت بیرون
منم ناخدا گاه یهو بلند شدم و گفتم منم باید برم دستشویی
و دنبال جونگ کوک رفتم
تو دستشویی جونگ کوک رو دیدم و رفتم پیشش با صدایی لرزان گفتم :
سسسلام
من تهیونگم
و خواستم یه چیزی بگم بهت :
تو توجه منو به خودت جلب کردی چون اسمت شبیه مادر خدا بیامرزمه
و خواستم بگم از اول که دیدمت حس خوبی بهم دست داد
اگه میشه میتونیم با هم رفیق شیم
جونگ کوک گفت:
من مشکلی ندارم که باهم دوست باشیم فقط باید پایه همه کارام باشی چون من
هرشب میرم پارتی و مش..روبات و الکلی جات میخورم
تهیونگم کا از جونگ کوک خوشش میومد گفت باشه
و این دوتا باهم رفیق شدن
هر روز بعد کلاس باهم میرفتم الکل میخوردن باهم تو زنگ تفریح ها بودن و همه جا باهم بودن

اصکی ممنوع ❌️❌️
وبرای پارت ۳
۱۰ کامنت
و۱۰ لایک
ممنون که حمایت میکنین
فالو یادتون نره
دیدگاه ها (۱۱)

برای پارت ۳ فردا شب اماده باشین ولی اگه دفعه بعد اون تعداد ک...

پارت ۳ تا اینکه یه روز رفتم توی کلاسا کخ ریزیهمینجوری تو تک ...

اگه کامنتا و لایکا به ۵۰ تا برسه پارت بعدیرو بزارم اصکی ممنو...

پارت اول رمان درباره تهکوک گذاشتم هوراا منتظر نظر های قشنگتو...

P. 8

اردو پارت ۹ویو ات:با حس خیسی رو صورتم یهو از خواب پریدم یخ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط