{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من منم دختری از شرق

من منم دختری از شرق...

چشمانم مشکی است...

لنز رنگی ندارم...

عقده اش را هم ندارم...

موهایم صد رنگ نیست

سیاه سیاهند درست همرنگ شب...

بیشتر کتانی می پوشم

عشقم که کشید پاشنه دار...

حوصله ی نقاشی کردن صورتم را ندارم...

شب ها پایه ی پرسه زدن در خیابان نیستم...

اهل پچ پچ های یواشکی پشت گوشی تلفن هم نیستم...

روزها بی خیال روی چمن ها غلت می زنم

بی آنکه نگران خراب شدن موهایم باشم...

آری من منم دختری از شرق...

دختری که با تلنگری می شکند...

با حرفی چشم هایش خیس میشود...

و با یک نگاه سرد میمیرد...

آری من یک دخترم...

دختری که به دختر بودنش افتخار میکند...!
دیدگاه ها (۱)

دخـــــــــتر که باشی هــــزار بار هم که بگـــــوید:دوســـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط