{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام یک چای قند پهلو بیار

خسته ام یک چای قند پهلو بیار
بسته ام دل را به چشمانی خمار
سینی چای و من و چشمان او
یک خیال و ظلمت گیسوی یار
خسته ام یک چای قند پهلو بیار
برده دل را چشم زیبای نگار
خورده دل تیری زهجران غمش
تیر هجران از خم ابروی یار
خسته ام یک چای قند پهلو بیار.............
#شهزاد
دیدگاه ها (۶)

در پی آب نباش و تشنه تر شوکه دریای عطش همراه با توست...........

پنهان تری از پیداخورشید ترین سایهگم باش که پیدائیتاریک ترین ...

منتظرآن شب بارانیم شعله شومدر غم پنهانیم کاش بیائی و بسوزانی...

تا غروبی از پس غم می وزیدیاد تو بر خاطراتم می چکید.......می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط