{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم خوش بود

دلم خوش بود
به احوال پرسی های گاه و بیگاهش
که مثلا؛
"سلام ، حال شما؟"
که بنویسم :"خوبم"
و در دل بگویم
مگر می شود تو باشی و خوب نباشم
حال من با تو عالیست

دلم خوش بود
به شب بخیرهای پُر مهرش
که مثلا ؛
"شب بخیر، خوب بخوابی"
که بنویسم همچنین
و در دل بگویم
تو که باشی خوب می خوابم آرام جانم

دلم خوش بود به همین دلخوشی های اندک
حالا نه از احوال پرسی های گاه و بیگاه خبری هست
و نه از شب بخیرهای پُر مهر

من مانده ام و من
و خاطراتی که پشت پلک چشمانم رژه می روند

تو را به خدا
ناغافل وارد زندگی کسی نشوید
احساسش را به بازی نگیرید
و تنهایی اش را از هم نپاشید
دل های شیشه ای را سنگ نزنید
مرهم اگر نمی شوید زخم نزنید...
دیدگاه ها (۲)

‏‎همین که فکر می کنم هنوز‏‎به من فکر می کنی‏‎خوشبخت ترین فرا...

خدایادریغِ مهربانی کردیم و مهر دلگیر از ما رفتاما تو رگبار آ...

باز جمعه شد..بیچاره جرات آمدن ندارد..از هر طرف لعنت، آه و نف...

بسیار سال ها گذشتتا بفهممآن که در خیابان می گریداز آن که در ...

فرشته کوچولو(۲) پارت ۲۷

#حکایت_قدیمی "این حکایت مربوط به قبرستان تخت فولاد اصفهان ا...

🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْألسلام عٓلیکٓ یااباعٓبدالله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط