{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چراغ نفتی مادر بزرگ می سوزد

چراغ نفتی مادر بزرگ می سوزد
و او نگاه خودش را به پیت می دوزد
دوباره او و صدایی که می زند بر در
و مثل بید تنش مادرانه میلرزد
عصا به دست نگاهش به قاب عکس افتاد
و زیر لب به خودش گفت،که رنگ می بازد
من از حوالی چشمش که تازه تَر شده بود
به گریه بوسه زدم، این به عمر می ارزد
.
.
.
.
.
.

#خاص
دیدگاه ها (۳)

#خاص

و سالهاست! دلم برای کسی می رودکه آمدن بلد نیست...‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

آنچه نیکی میکنی، پیش کسی اظهارش مکنگر خدا داند بس است، کالای...

جمعه یعنے عطر نرگس در هوا سر میڪشدجمعه یعنے قلب عاشق سوے او ...

آخرین بوسـہ چشماش رو به چشمای معشوقش دوخت…انگار برای چند ثان...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗 𝕻𝖆𝖗𝖙 17جونگ‌کوک نگاهش رو مستقیم توی چشم‌هاش نگه داشت...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 118✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط