{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم را

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم را
اشعار مرا خوب بخوانی و ببینی اجلم را

از درد دلم پیر شدم تاب و نفس رفت
ای کاش تو بودی که بگیری بغلم را

یک عمر به قلبم زده ام حسرت آنکه
یک لحظه بمیرم که ببینم عسلم را

من خیره شدم بر تو و آن چشم قشنگت
شاید تو ببینی رخ زرد و خجلم را

در پیش خدا شافی من از غم خود باش
تا بلکه خدا هم بپذیرد عملم را
دیدگاه ها (۳)

شـــــــــــــب آمـــــــــد دوبـــاره❤ گــــرفــت

✨ فرقی نمیکنددوست "مجازی" باشی یا "دوستی" در" دنیای...

همـــــــــــه میگویند:جریـــــــــان چه بود که او رفـــــــ...

فلک دردفتر عشقم قلم زد .چه روزهای خوشی داشتیم بهم زد .الهی ا...

تودرون قلب من فرمان روایی دگر مثلت نیست غیر آغوش تو هرجا برو...

این آهنگ داره به زبون خودش میگه منم می‌خوام به زبون خودم بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط