P21
P21
عروس فراری
ا/ت : کوکو چه غلطی کرده ؟
سانزو :....اونو ول کن به فکر خودت باش !
ا/ت رفت سمت در : وایسا من با کوکو (باکوگو) حرف دارممم!!!
سانزو : ریندو رو میارم پیشت ها !
ا/ت :......
ا/ت وایساده و یه نگاه الان میزنم به ۶۰ روش سامورایی جرت میدم به سانزو کرد
سانزو : بابا بی خیال من هرچی میگم میخوای جرم بدی !
ا/ت : پس چیزی نگو!!! مگه سندرم فک بی قرار داری !؟
سانزو : نکته قشنگی بود شاید داشته باشم
ا/ت : پس منم سندرم دست بی قرار دارم میام جرت میدم !
¿¿¿ : تق تق
ا/ت ، سانزو :....
ران سرش رو از در میاره تو
ران :سانزو....زنده ای ؟
سانزو : فعلا اره
ا/ت : تو بادمجون از کی در زدن یاد گرفتی ؟
ران : از وقتی که داری همه رو جر میدی
ا/ت : .....
ران : من....میرم...
ران : .....بگم ریندو بیاد
این حرفش رو سریع زد و رفت بیرون
ران : ریندوووووووو
ا/ت : اگر این بادمجون رو نکشتم 🔪
سانزو : خب منم میرم شماها تنها باشین
ا/ت : چی ؟!؟!؟!
سانزو هم فلنگ رو بست
و بعد ریندو خیلی بی تفاوت اومد تو
ریندو : با من کار داشتی یا باز اینا کرم ریختن ؟
ا/ت هم دوباره پثل لبو میشه
ا/ت : چ..چیز..م..من...
ریندو که انگار به چپش هم نبود به ا/ت نگاه کرد
ریندو : چرا انقدر لکنت گرفتی؟
ا/ت : چ..چون...
ا/ت یه نفس عمیق کشید
ا/ت : اصلا برات مهم نیست کسی دوستت داشته باشه نه !؟
ریندو : اولا اگر تو باشی مهم دوما نمیدونی تاحالا چند تا دختر به من اعتراف کردن عادی شده برام ( T^T )
ا/ت : ....پس چرا قیافت اینطوریه؟!؟!؟!؟
ریندو : چه طوری باشه ؟
ا/ت : ن..نمیدونم!
ریندو جلو میره و ا/ت هم همون قدر عقب میره
ریندو : الان داری ازم فرار میکنی ؟
ا/ت : ....نه....کاملا ..نه...
ریندو کمر ا/ت رو میگیره و نگهش میداره و ا/ت لبو شدن رو رد میکنه
ریندو : بیخیال فقط با یه لمس ساده انقدر سرخ شدی ؟
بعد سرش رو سمت گوش ا/ت میبره و زمزمه
ریندو : نگو یادت رفته ....من هنوز طعم لب هات رو یادمه از اون شب
ا/ت قلبش داشت از حلقش میزد بیرون
ا/ت : ....چ..چی میگی...
ریندو دستش رو کمر ا/ت محکم تر میشه : میدونم که یادته
ا/ت : ..ن..نه...
ریندو : پس از کجا میدونی کدوم دفعه رو میگم ؟
ا/ت : چ..چی !؟؟! مگه یک دفع نبود !؟!؟
ریندو : پس خیلی هم خوب یادته
ا/ت یه لحظه تو فکر فرو میره و وقتی میفهمه رو دست خورده سرخ تر هم میشه
ا/ت : ...خب...شاید یکم یادم باشه
ریندو : و من بازم میخوام
ا/ت : خب نخوا !!
ریندو : خودت هم میخوای نه ؟
ا/ت : ن..نه !
ریندو : دروغ بگی تنبیه میشی
ا/ت هم حرف ریندو رو جدی نگرف
ا/ت : نمیخوام !
و بعد یهو ریندو پایین گوش ا/ت رو گاز میگیره و ا/ت هم نفس رو حبس میکنه
ریندو : دفع بعدی تنبیهت بد تر میشه
ا/ت :.....
ریندو : دوباره میپرسم میخوای ؟
ا/ت :
.
.
.
اول حال کنین چقدر طولانی پارت دادم 🤌🏻🤌🏻
دوما چیز ....چند تا از درخواستی ها رو یادم رفته بنویسم نه ؟ کدوها بود بگینننننن
سوما عکس رو عوض کنم یا نههههه ؟؟؟
عروس فراری
ا/ت : کوکو چه غلطی کرده ؟
سانزو :....اونو ول کن به فکر خودت باش !
ا/ت رفت سمت در : وایسا من با کوکو (باکوگو) حرف دارممم!!!
سانزو : ریندو رو میارم پیشت ها !
ا/ت :......
ا/ت وایساده و یه نگاه الان میزنم به ۶۰ روش سامورایی جرت میدم به سانزو کرد
سانزو : بابا بی خیال من هرچی میگم میخوای جرم بدی !
ا/ت : پس چیزی نگو!!! مگه سندرم فک بی قرار داری !؟
سانزو : نکته قشنگی بود شاید داشته باشم
ا/ت : پس منم سندرم دست بی قرار دارم میام جرت میدم !
¿¿¿ : تق تق
ا/ت ، سانزو :....
ران سرش رو از در میاره تو
ران :سانزو....زنده ای ؟
سانزو : فعلا اره
ا/ت : تو بادمجون از کی در زدن یاد گرفتی ؟
ران : از وقتی که داری همه رو جر میدی
ا/ت : .....
ران : من....میرم...
ران : .....بگم ریندو بیاد
این حرفش رو سریع زد و رفت بیرون
ران : ریندوووووووو
ا/ت : اگر این بادمجون رو نکشتم 🔪
سانزو : خب منم میرم شماها تنها باشین
ا/ت : چی ؟!؟!؟!
سانزو هم فلنگ رو بست
و بعد ریندو خیلی بی تفاوت اومد تو
ریندو : با من کار داشتی یا باز اینا کرم ریختن ؟
ا/ت هم دوباره پثل لبو میشه
ا/ت : چ..چیز..م..من...
ریندو که انگار به چپش هم نبود به ا/ت نگاه کرد
ریندو : چرا انقدر لکنت گرفتی؟
ا/ت : چ..چون...
ا/ت یه نفس عمیق کشید
ا/ت : اصلا برات مهم نیست کسی دوستت داشته باشه نه !؟
ریندو : اولا اگر تو باشی مهم دوما نمیدونی تاحالا چند تا دختر به من اعتراف کردن عادی شده برام ( T^T )
ا/ت : ....پس چرا قیافت اینطوریه؟!؟!؟!؟
ریندو : چه طوری باشه ؟
ا/ت : ن..نمیدونم!
ریندو جلو میره و ا/ت هم همون قدر عقب میره
ریندو : الان داری ازم فرار میکنی ؟
ا/ت : ....نه....کاملا ..نه...
ریندو کمر ا/ت رو میگیره و نگهش میداره و ا/ت لبو شدن رو رد میکنه
ریندو : بیخیال فقط با یه لمس ساده انقدر سرخ شدی ؟
بعد سرش رو سمت گوش ا/ت میبره و زمزمه
ریندو : نگو یادت رفته ....من هنوز طعم لب هات رو یادمه از اون شب
ا/ت قلبش داشت از حلقش میزد بیرون
ا/ت : ....چ..چی میگی...
ریندو دستش رو کمر ا/ت محکم تر میشه : میدونم که یادته
ا/ت : ..ن..نه...
ریندو : پس از کجا میدونی کدوم دفعه رو میگم ؟
ا/ت : چ..چی !؟؟! مگه یک دفع نبود !؟!؟
ریندو : پس خیلی هم خوب یادته
ا/ت یه لحظه تو فکر فرو میره و وقتی میفهمه رو دست خورده سرخ تر هم میشه
ا/ت : ...خب...شاید یکم یادم باشه
ریندو : و من بازم میخوام
ا/ت : خب نخوا !!
ریندو : خودت هم میخوای نه ؟
ا/ت : ن..نه !
ریندو : دروغ بگی تنبیه میشی
ا/ت هم حرف ریندو رو جدی نگرف
ا/ت : نمیخوام !
و بعد یهو ریندو پایین گوش ا/ت رو گاز میگیره و ا/ت هم نفس رو حبس میکنه
ریندو : دفع بعدی تنبیهت بد تر میشه
ا/ت :.....
ریندو : دوباره میپرسم میخوای ؟
ا/ت :
.
.
.
اول حال کنین چقدر طولانی پارت دادم 🤌🏻🤌🏻
دوما چیز ....چند تا از درخواستی ها رو یادم رفته بنویسم نه ؟ کدوها بود بگینننننن
سوما عکس رو عوض کنم یا نههههه ؟؟؟
- ۲۹۰
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط