{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.
باهمه عشوه گری , بر تو رسیدن هنر است.

هرچه هم ناز کنی , ناز کشت خواهم بود.
نازنینا به خدا ناز کشیدن, هنر است.

دل من تنگ شد و چاره آن روی تو شد.
روی تو دیدن و آن را نگزیدن , هنر است.

من غرور تو ام ای کبک خرامان به خدا,
سخن عشق ز حرف تو شنیدن, هنر است.

تو درخت خوش این باغی و من می دانم,
زان همه میوه یکی, زان همه چیدن هنر است.

کام من در طلب لعل لبت کام گرفت.
نازنین کام دل انگیز چشیدن, هنر است.

گل مریم , زشمیمت شده ام مست و خراب.
بی می و باده اگر مست شد این تن, هنر است...
دیدگاه ها (۸)

مـــــردم چـــــه میـــــگویند؟؟؟؟؟؟می خواستم به دنیا بیایم،...

قانونی داریم که همیشه ثابت است:"ما به محیطمان عادت میکنیم" ا...

گم شدم در خود ندانم من، کیم یا چیستمقالبم، عقلم، حیاتم، جان ...

"درسهای مهم زندگی"چیزی که سرنوشت انسان را می سازد “استعدادها...

سلام..سلام...سلام...صبحتون عالی 😍😍عیدتون هم مبارک ☺️عشوه ات ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط