part
part 6
(پرش به ۹سال بعد)
تهیونگ:هی کوک اون پرونده هارو راست ریس کن
کوک:چشم رئیس(چشمک)
در یهو باز شد و جیهوپ با چهره ای ناراحت وارد شد
تهیونگ:اوووو چیشده کشتیات قرق شدن؟
جین:نه فکر کنم با لوسی دعوا کرده (خنده)
اعضا جز شوگا:خنده
جیهوپ :ته میتونم باهات تنها حرف بزنم.؟
ته:او او او نه نه ما اینجا چیز خصوصی نداریم
جیهوپ:عه باشه...ته ات میخواد ازدواج کنه ..دیگه بسه از قایم شدن ازش بسه تو الان 9ساله از اون کمپانی لعنتی اومدی بیرون ماهم بخاطر تو اومدیم بیرون داریم تو شرکت تو کار میکنیم ..ته نزار ات ازدواج کنه ..اون مرد اصلا مناسب ات نیست خواهش میکنم..بیا بعد این همه سال قهر با شوگا اشتی کن و باهاش حرف بزن
ته:خاب مبارکه (بغض)
جین:ته ته ما که میدونیم تو هنوز ات رو دوست داری بیا پا پیش بزار
جیهوپ:ته نزار ات بدبخت شه اون مرده ۳ تا بچه داره از سه تا زن سابقش
ته:چی؟سه تا؟خاب برای ات خوبه اون که نمیتونه بچه دار شه
جیهوپ:ته ته اون اتفاق بخاطر تو افتاده بود براش توباید کنارش میبودی نه اینکه بعد از یک سال ازدواج میکردی ..چجوری میتونی انقدر سنگ دل باشی؟
ته:هان چیه؟رفتی پیش شوگا پرت کرده هان؟
جیهوپ:ته..مگه نمیگی ات بچه دوس داره خابدوباره باهاش ازدواج کن اون مادر خوبی برای امیلی میشه باور کن
ته: دختر من همینجوری بدون مادرش کنار من خوشبخته
کوک: هیونگ ولی بچه تو خیلی شیطون و بهانه گیرع
ته:کی گف...
امیلی با شدتت در رو باز کرد
امیلی :بابااااااااییییییییییی
نامجون:یا عیسی مسیححححح
کوک:اهههه باز این اومد
جیمین:اخ اخ اخ امیلی عمویی دروزدی به منا ...یکم اروم تر باز کن دخترم
امیلی :به تو چههه
ته:عه عه عه امیلی معذرت خواهی کن
امیلی زبونی دراز کرد و به سمت ته رفت
امیلی:بابای میشه ۱۰۰ دلار بدی ؟
تهیونگ:چی ۱۰۰دلار؟خاب چرا دلار؟ما که پولمون دلار نیست؟
امیلی:بابایی یه مغازه جدید باز شده کلی لباسای قشنگ داره فقطم دلار قبول میکنه
جیمین:اخخخ خدای من یه بچه هفت ساله چقدر مگه خرید دارع که ۱۰۰دلار میخواد
امیلی با نگاهی ترسناک به جیمین نگاه کرد
امیلی:مشکلی دارییی؟
جیمین:هیی تو بچه فکر کنم فقط با من مشکل داری
ته:....
کامنتا رو خوب برسونیدااا💚
(پرش به ۹سال بعد)
تهیونگ:هی کوک اون پرونده هارو راست ریس کن
کوک:چشم رئیس(چشمک)
در یهو باز شد و جیهوپ با چهره ای ناراحت وارد شد
تهیونگ:اوووو چیشده کشتیات قرق شدن؟
جین:نه فکر کنم با لوسی دعوا کرده (خنده)
اعضا جز شوگا:خنده
جیهوپ :ته میتونم باهات تنها حرف بزنم.؟
ته:او او او نه نه ما اینجا چیز خصوصی نداریم
جیهوپ:عه باشه...ته ات میخواد ازدواج کنه ..دیگه بسه از قایم شدن ازش بسه تو الان 9ساله از اون کمپانی لعنتی اومدی بیرون ماهم بخاطر تو اومدیم بیرون داریم تو شرکت تو کار میکنیم ..ته نزار ات ازدواج کنه ..اون مرد اصلا مناسب ات نیست خواهش میکنم..بیا بعد این همه سال قهر با شوگا اشتی کن و باهاش حرف بزن
ته:خاب مبارکه (بغض)
جین:ته ته ما که میدونیم تو هنوز ات رو دوست داری بیا پا پیش بزار
جیهوپ:ته نزار ات بدبخت شه اون مرده ۳ تا بچه داره از سه تا زن سابقش
ته:چی؟سه تا؟خاب برای ات خوبه اون که نمیتونه بچه دار شه
جیهوپ:ته ته اون اتفاق بخاطر تو افتاده بود براش توباید کنارش میبودی نه اینکه بعد از یک سال ازدواج میکردی ..چجوری میتونی انقدر سنگ دل باشی؟
ته:هان چیه؟رفتی پیش شوگا پرت کرده هان؟
جیهوپ:ته..مگه نمیگی ات بچه دوس داره خابدوباره باهاش ازدواج کن اون مادر خوبی برای امیلی میشه باور کن
ته: دختر من همینجوری بدون مادرش کنار من خوشبخته
کوک: هیونگ ولی بچه تو خیلی شیطون و بهانه گیرع
ته:کی گف...
امیلی با شدتت در رو باز کرد
امیلی :بابااااااااییییییییییی
نامجون:یا عیسی مسیححححح
کوک:اهههه باز این اومد
جیمین:اخ اخ اخ امیلی عمویی دروزدی به منا ...یکم اروم تر باز کن دخترم
امیلی :به تو چههه
ته:عه عه عه امیلی معذرت خواهی کن
امیلی زبونی دراز کرد و به سمت ته رفت
امیلی:بابای میشه ۱۰۰ دلار بدی ؟
تهیونگ:چی ۱۰۰دلار؟خاب چرا دلار؟ما که پولمون دلار نیست؟
امیلی:بابایی یه مغازه جدید باز شده کلی لباسای قشنگ داره فقطم دلار قبول میکنه
جیمین:اخخخ خدای من یه بچه هفت ساله چقدر مگه خرید دارع که ۱۰۰دلار میخواد
امیلی با نگاهی ترسناک به جیمین نگاه کرد
امیلی:مشکلی دارییی؟
جیمین:هیی تو بچه فکر کنم فقط با من مشکل داری
ته:....
کامنتا رو خوب برسونیدااا💚
- ۶.۹k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط